کتاب - تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 0:26
بعد از یک دوره طولانی درس، هوس مطالعات داستانی دارم. لطفا رمان خوب معرفی کنید. بهترینها و به یاد ماندنیترینهایی که خواندهاید.
پیشواز - تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 19:56
حالِ بیقرار گذشت. حالا دارم از روزهای بیدغدغه و استرس امروزم لذت میبرم. زندگی جریان خوشایندی دارد. این رنگ به رنگ شدنِ روزها، این آغازهای دوباره و پایانهای ناگزیر همه زیباست. سلام ای بهاری که میآیی...
خرده گلایه - تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 19:56
هه هه. من هم بالاخره کمر همت بستم و رفتم به مراکز خریدِ چهار قدمیِ خانهمان؛ هفت حوض، جهت امر خرید و سه ساعت از زمان عزیزم را در پیادهراههای شلوغ و پلوغ طی کردم. مغازهها که به خودی خود جاذبهای ندارند، با این هجوم خانمهای محترم دیگر اصلاً جایی برای حضور نیستند. خوب معلوم است که اگر کسی فقط از ح
پلاسکو - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
تلخی حادثه پلاسکو برای منی که خبر را از زبان شخص دکتر حافظی عزیز (که به نوعی از صاحبان اصلی عزا در جامعه معماری محسوب میشوند) شنیدم، به مراتب بیشتر بود. هنوز وقتی مینویسم: «پلاسکو، این میراث معماری مدرن، فرو نشست» غمی سنگین بر دلم مینشیند... من فکر میکنم پلاسکوی کهنهسال خوب دوام آورد. ۴ ساعت برای تخ...
غیور مردان - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
یک ویژگی خداگونهای در مردها هست به اسم غیرت که من را عمیقاً تحت تاثیر قرار میدهد. این ویژگی عزیز که در فعلِ حمایت متجلی میشود، در هر مقیاسی من را دیوانه میکند؛ چه در مقیاس خانواده، چه شهر، چه ... #پلاسکو
خوشحالیاش... - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
دیشب بالاخره دید که تاریخ دفاع و نمره پایاننامه، داخل پرتال دانشگاه ثبت شده است. خیلی خوشحال بود. گفت توی مسجد چند بار خواسته پیامی برای استادش بفرستد و ابلاغ زودتر صورتجلسه قبل از تحویل نسخههای نهایی رساله را تقاضا کند، اما هر بار به نوعی نشده. میگفت خیلی خوشحالم. و تا حالا این را بهت نگفته بودم! ا...
بخاطر خدا - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
وقت اختلاف و قهر، چیزی که در آدم خیلی قوت میگیرد؛ حس لجبازیست. دلت میخواهد، بروی، بکَنی، بیمحلی کنی. طاقچهبالا بگذاری. سرد شوی. مقابله کنی. ولی باید به یاد خودت بیاوری چیزی که به یک زن قدرت و اعتبار میدهد محبت است. همین محبت همیشه و واقعی است که تاب تحمل ساعتی قهر تو را از طرف مقابلت میگیرد. محبتت ر...
تلخی قهوه - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
یکجور دلتنگی خاصی دارم. دلتنگی برای برههای از تاریخ که هرگز در آن نبودهام. نمیدانم کجا و چه زمان است. اما بعضی صداها، بوها، یا تصاویر؛ مرا از اکنونم میکَنَد و به آنجا میبرد. توی این گذار، حالتی از بیقیدی را تجربه میکنم. قلبم در سینه منبسط میشود و انگار همهٔ درونم، راه گلویم را پر میکند. دیروز در «تر...
صبح عزیز - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
از زیباترین برکات خداوند همین هوای ابری، بارانی و برفیست... انگار آرامش شب، روی هشیاری روز پهن شده باشد؛ آدم در تعادل دلچسبیست.
تمدن - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
خیلی وقت میشود که فکرم درگیر مقولهٔ حجاب است. دوست داشتم در این مورد آدم تکلیف روشنی باشم؛ حتی شده بیدلیل! اما نیستم. ذهنم سادهانگار نیست، اما شاید عملم سادهگیرانه باشد. چند وقت پیش به همسرم میگفتم تا تکلیفم با حجابم روشن نشود، به بچهدار شدن فکر نمیکنم. گفت عجب! منتظر فرصتی هستم تا مفصل در اینباره م...
۸ اسفند ۹۵ - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
باید موفق شوم. باید بتوانم که این بار بر سر قولَم بمانم. خدایا تو اگر بخواهی، تو اگر یاری کنی، اراده مرا تو مواظبت کن... *روز یکم
و بالاخره آن روز موعود... - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
یادم نمیآید قبلترها کدامیک از دوستان عزیز اینجا برایم نوشت: «امیدوارم یک روز بنویسی که دفاع کردی». خب من آمدم که بنویسم دفاع کردم. آن هم در یک جلسهٔ عالی و رویایی. و با کسب نمرهٔ کامل. «ممنونم از آرزوی خوبت دوست گرامی»... هرچند هنوز استرس در جان و تن من هست و هنوز کامل رها نشدهام. خدا را هزاران هزار...
خلأ بزرگ یا... - تاریخ: 1395/12/20 ساعت: 7:33
بیست و هشت سالگیم را مادرم با دو شمع ۲ و ۷ زیبا، با طرح خط نسعلیق، یک کیک سفید کوچک، یک دسته گل نرگس بینظیر و یک سینه آویز دلربا به یادماندنی کرد. من امسال دوباره بیست و هفت سالگی را فوت کردم! فقط یک بار گفتم: ولی مامان من بیست و هشت ساله شدم. و او شاکی شد که نه! دیگر جای اصرار نبود. من با کلی غم نا...
و بالاخره آن روز خوب... - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 10:39
صبح اولین روز بعد از دفاعش که چشم باز کردم، دیدم بالای سرم نشسته و چشمهاش، جوری که هیچ وقت ندیده بودم میخندند... چند روز است که نفسهاش سبکترند و شعری که زیر لب زمزمه میکند، آرام و نرم است... چقدر آرامش این روزهایت دلچسبِ من است دکتر. خسته نباشی. خدا قوت واقعاً. *همسرم از تز دکترایش در دانشگاه تهران ...
از خدمات کوچک، از گلایههای بزرگ - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 21:51
قبضهای قبلی به دستمان نرسیده بود، بعد یکهو اخطار قطع فوری آمد. بدهی را پرداخت کرد و گفت فکر میکنی بتوانی قبض و فیش پرداختی را ببری اداره برق؟ تا این را گفت، یاد نوشته یکی از آقایان وبلاگی افتادم. دو سه سال پیش. مرد متاهلی بود که همیشه از رفتار همسرش مینالید. خوب یادم هست یکی از گلایههایش بر سر همین ...
هدیه - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 21:51
«خدایا به راستی من جای رزق و روزی خود را ندانم بلکه روی خیالهایی که در دلم خطور میکند آن را میجویم و به همین جهت بدنبال آن در شهرها میگردم و از این رو من در طلب روزی چون شخص سرگردانی هستم که نمیدانم آیا در دشت است یا در کوه، در زمین است یا در آسمان، در خشکی است یا در دریا، و به دست کی است و از جانب ...
دل همان دل است - تاریخ: 1395/8/24 ساعت: 21:50
یادش بخیر. یک دورهای عکسها را برمیداشتم و برایشان هایکو مینوشتم. گاهاً هم خوب. به دل خودم و چندتایی دیگر مینشستند. ذوق عجیبی در وجودم بود، به غم غریبی آغشته. حالا هم گاهی این ذوق و بیشتر این غم هست؛ اما شعر نمیشود. شعر ننوشتنِ این روزها، توی سینهٔ غروبهای پاییزیام تیر میکشند. خستهام از خودم. از این ...
الخیر فی ما وقع - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 3:31
- دیشب وقتی توی ماشین منتظرش نشسته بودم و سرم از مسکنهایی که خورده بودم منگ، و دهانم از آمپولهایی که خورده بودم، سِر بود؛ یک لحظه دیدم خیره ماندهام به خیابان، به عبور و مرور آدمها و اتومبیلها، به چراغها و روشناییها، مغازهها، بعد حس کردم الان از آن لحظات معدودیست که من عمیقاً دارم آن لحظه را سیر میکن...
بیدردی - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 3:31
تمام دیروز درد بیحالم کرده بود. من پتوی قرمز به دورم پیچیده، افتاده بودم روی کاناپه و پلانهایم را مبلمان میکردم. پایاننامه یعنی فکر و خیال همیشگی. مادرم با حال اشکی زنگ زده که اینقدر دعایت کردم برای ثبتنام اینترنتی سرشماری. از پشت آیفون کد رهگیری را به جوان آمارگیر دادم و رفت. وسط سفره صلواتم حوصله ...
آدمی فربه شود از راه گوش* - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 11:03
جدیدا هم مد شده که هی مطالب ضددینی منتشر میکنند و تهش مینویسند: «التماس تفکر». آدم زورش میآید از کسانی که تمام سال جز مدل مو و مد لباس و آرایش و... موضوعی برای گفتگوهایشان ندارند، بعد تا به مناسبتی میرسند که شعائرش موافق طبعشان نیست، شعارهای متفکرانه ارسال میکنند! هوووف از این روشنفکران فرنگیمآب و ا...

برچسب‌های مرتبط

هدیه تهرانی | هدیه تولد | دل همان دل بود اما | دل همان دل بود | دل همان دل بود بنان | الخیر فی ما وقع | الخير فيما وقع | الخیر فی ماوقع یعنی چه | الخیر فی ماوقع از کیست | الخیرو فی ما وقع