خرید بک لینک
«دیگری» از سر خیرخواهی میگوید تو نقاش نیستی. تو معماری. نقاشی هم به عنوان یک حرفه جانبی.  من که نمیپرسم چرا؟ و نمیفهمم این گفته به معنای تعریف است یا انتقاد. فقط توی سرم میچرخد که «دیگری» چطور به خودش حق میدهد درباره من اینطور ساده و سرسری قضاوت کند. چطور قدرت پنهانی زبان را نادیده میگیرد و ذهن مرا به هرج و مرج میکشاند؟ ای همه دیگرانی که درباره (با) دوست، همسر، فرزند، پدر و مادر حرف میزنید، مقایسه و طبقه بندی و پیشبینی میکنید، و میخواهید نیاز ناشی از نگرانی خود را با برچسب زدن به استعداد او و پیشبینی آیندهاش فرو بنشانید، کمی فکر کنید. این بار بیهوده را بر دوش آدمهای اطرافتان نگذارید.  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 16:33

بچهها دارند بزرگ میشوند و من عاشق تماشای روند تکاملیشان هستم. دیروز اما کسل و خسته بودم، با سطح انرژی پایین. اینطور وقتها که توان کافی برای رسیدگی به خواستههای بیحسابشان را ندارم، نگاهشان میکنم و دلم برای معصومیتشان میسوزد. دیروز به آغوششان کشیدم و گفتم اگر مامان امروز خسته است و نمیتواندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:07

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:07

همسرم در همه زندگی از بیان عبارات محبتآمیز خجالت کشید. به زبان نیاورد. ننوشت و همیشه گفت که در عمل نشانم میدهد. اما دیشب که پزِ جملات عاشقانه بچهها را به خانوادهاش میداد، خجالت نمیکشید. کیف میکرد که دخترک در تماس تصویری با مادربزرگ و پدر بزرگ و عمه «دوستت دارم» میگوید و بلد است «جان» و «ی تحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:07

وقتی کسی از اعضای خانواده، شما را در جریان تصمیمش میگذارد، از او تشکر کنید: «ممنونم که گفتی». وقتی کسی وضعیت کار یا حال شما را میپرسد، بعد از دادن جواب تاکید کنید: «ممنونم که پرسیدی».

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

آخ که وقتی مثل عقربههای ساعت، در بَرِ هم میگردید...

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

خدایا به حال جهانت فکری نمیکنی؟

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

وقتی شاد نیستی، هیچ نیستی. زندگی به عیش ِ آن است. تو باید شاد باشی که بدرخشی، که دیده شوی، که به چشم خودت بیایی. که خلوتت و معاشرتت خوش و عطرآگین شود. تا کسانت تو را بخواهند. شادی، ثمر عشق است.

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

وقتی فهمیدم دوقلو هستید، ترسیدم. در همه دوران بارداری، با همهی اینکه مهرتان به قلبم نشسته بود، باز میترسیدم. حتی بعد از تولدتان. وقتی قرار بود از بخش مراقبتهای ویژه نوزادان مرخص شوید؛ منی که همهی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

هدفهای زیادی در زندگیام داشتهام، و راههای فراوانی رفتهام. حالا اهدافم روشنتر و مسیری که پیش پایم میبینم شورانگیزتر است. چون قبل از همهی آنها مادرم و شیرینی خوشایند آن را در همهی گامهایی که برمیدارم، زیر زبان دارم. اما چیزی برایم مهمتر از این نیست که شما را هماره در دامان عشقم بگیرم و خاطرتان را آسوده کنم که امنید. این قول من است به شما؛ «عشق را در خانه فراوان بیابید».

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

درست بعد از به دنیا آمدن بچهها، همه مشکلات و نقاط ضعف همسر که قبلا میتوانستید از آنها چشمپوشی کنید و همه خطاهایی که میتوانستید از آنها درگذرید، غیر قابل بخشش و شدیداً آزاردهنده میشوند. چون شما هرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

داشتن دوقلوها و کمبود زمان، مرا دوباره متوجه ترفندی کرد که قبلتر برای انجام پروژهٔ پایانی کارشناسی ارشدم به کار بسته بودم. پروژهای که به سبب قلت منابع و سردرگمی من، مدتها استارت نمیخورد و باعث اضطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

نمیدانم به درست یا به اشتباه، از زندگی اینطور نتیجه گرفتهام که برای دوام و آرامش، باید خیلی بیش از عشق واقعیمان، به طرف مقابلمان محبت کنیم و خیلی کمتر از محبت قلبیمان، دلبستهاش باشیم.

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 14 آذر 1399 ساعت: 21:31

وقتی کسی از اعضای خانواده، شما را در جریان تصمیمش میگذارد، از او تشکر کنید: «ممنونم که گفتی». وقتی کسی وضعیت کار یا حال شما را میپرسد، بعد از دادن جواب تاکید کنید: «ممنونم که پرسیدی».

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: يکشنبه 29 تير 1399 ساعت: 13:20

کاش تهران شهری بود که میتوانستی به محض پا گذاشتن به بیرون از درب منزلت، بدوی! بدوی و فراموش کنی. بدوی و موسیقی دلخواهت را گوش کنی. بدوی و در باد پریشان شوی! رویاهای زنانهمان در این شهر، چه اندازه ارزان و محالاند...

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: پنجشنبه 19 تير 1399 ساعت: 3:33

صفحه بندی