برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
وقتی کسی از اعضای خانواده، شما را در جریان تصمیمش میگذارد، از او تشکر کنید: «ممنونم که گفتی». وقتی کسی وضعیت کار یا حال شما را میپرسد، بعد از دادن جواب تاکید کنید: «ممنونم که پرسیدی».
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
آخ که وقتی مثل عقربههای ساعت، در بَرِ هم میگردید...
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
خدایا به حال جهانت فکری نمیکنی؟
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
وقتی شاد نیستی، هیچ نیستی. زندگی به عیش ِ آن است. تو باید شاد باشی که بدرخشی، که دیده شوی، که به چشم خودت بیایی. که خلوتت و معاشرتت خوش و عطرآگین شود. تا کسانت تو را بخواهند. شادی، ثمر عشق است.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
هدفهای زیادی در زندگیام داشتهام، و راههای فراوانی رفتهام. حالا اهدافم روشنتر و مسیری که پیش پایم میبینم شورانگیزتر است. چون قبل از همهی آنها مادرم و شیرینی خوشایند آن را در همهی گامهایی که برمیدارم، زیر زبان دارم. اما چیزی برایم مهمتر از این نیست که شما را هماره در دامان عشقم بگیرم و خاطرتان را آسوده کنم که امنید. این قول من است به شما؛ «عشق را در خانه فراوان بیابید».
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
نمیدانم به درست یا به اشتباه، از زندگی اینطور نتیجه گرفتهام که برای دوام و آرامش، باید خیلی بیش از عشق واقعیمان، به طرف مقابلمان محبت کنیم و خیلی کمتر از محبت قلبیمان، دلبستهاش باشیم.
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
وقتی کسی از اعضای خانواده، شما را در جریان تصمیمش میگذارد، از او تشکر کنید: «ممنونم که گفتی». وقتی کسی وضعیت کار یا حال شما را میپرسد، بعد از دادن جواب تاکید کنید: «ممنونم که پرسیدی».
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
کاش تهران شهری بود که میتوانستی به محض پا گذاشتن به بیرون از درب منزلت، بدوی! بدوی و فراموش کنی. بدوی و موسیقی دلخواهت را گوش کنی. بدوی و در باد پریشان شوی! رویاهای زنانهمان در این شهر، چه اندازه ارزان و محالاند...
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی