شرحِ شکنِ زلفِ خم اندر خمِ جانان*

خرید بک لینک

همسرم در همه زندگی از بیان عبارات محبتآمیز خجالت کشید. به زبان نیاورد. ننوشت و همیشه گفت که در عمل نشانم میدهد. اما دیشب که پزِ جملات عاشقانه بچهها را به خانوادهاش میداد، خجالت نمیکشید. کیف میکرد که دخترک در تماس تصویری با مادربزرگ و پدر بزرگ و عمه «دوستت دارم» میگوید و بلد است «جان» و «ی تحبیب» را بگذارد بعد از اسم و عنوانشان.  لذت میبرد که پسرک عاشقتم و دوستت دارم را با چشمهای خندان و کمی شرم، شیرین بر زبان میآورد. 

و من نشسته بر سر سجاده، آرام و راضی،  که رها کردم تا همسرم همانطور که راحت است محبتش را نشانم بدهد...

*کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

خنک باش و بارانی...

ما را در سایت خنک باش و بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:07

صفحه بندی