خرید بک لینک

«اینجا حوالی من؛

پشت شیشههای بخار گرفته،

برف میبارد

و تو مردی هستی با چتر،

که راه خانه را میدانی.

من شمعدانیها را

از عطر تو پُر کردهام

و با پای برهنه

و پارهای ابر، بر تنم

آمادهام؛

تمام پیادهراهها را،

از سمت بازوانت

تا میدان سینه،

عاشقانه بپیمایم...»

برچسب: نویسنده: یوسف میرزایی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 10:45

صفحه بندی